فرهنگ لغت

اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | جهان تست در دست خسی چند

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

جهان تست در دست خسی چند کسان او به بند ناکسی چند هنرور میان کارگاهان کشد خود را به عیش کرکسی چند

معنی اقبال لاهوری | ارمغان حجاز | جهان تست در دست خسی چند | فرهنگ لغت