افندی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افندی . [ اَ ف َ ] (اِخ ) عبداﷲبن عیسی اصفهانی الاصل، سپس در تبریز سکونت کرد. وی از مشاهیر علمای امامیه و از معروفترین آثار او «ریاض العلماء» است که در چند مجلد تألیف شده است . او در حدود سال ١١٣٠ هَ . ق . در تبریز درگذشت . (از الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٥٧٣ ذیل عبداﷲ). و رجوع به روضات الجنات شود.
افندی . [ اَ ف َ ] (ترکی، اِ) لقبی است در عثمانی بمنزله ٔ آقا در فارسی . (ناظم الاطباء). و این کلمه در ترکی از بیگ محترم تر است . مأخوذ از یونانی و در ترکی عثمانی بمعنی آقا. (یادداشت مؤلف ).