افطح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افطح . [ اَ طَ ] (ع اِ) گاو بدانجهت که نوک بینی پهن دارد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ آفتاب پرست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). حرباء. (یادداشت مؤلف ). ◄ (ص ) مرد پهن بینی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ مرد پهن سر.(آنندراج ). پهن سر. (المصادر زوزنی ) (دستور). پهن سرو پای . (از مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ◄ کج بند دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
افطح . [ اَ طَ ] (اِخ ) عبداﷲبن امام جعفرصادق (ع ) ملقب به افطح الرجلین . و فرقه ٔ افطحیه یا فطحیه پس از امام صادق (ع ) او را به امامت برگزیدند. (از خاندان نوبختی ص ٥٢ و ٢٦٠).