فرهنگ لغت

افشرج

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افشرج . [ اَ ش ُ رَ ] (معرب، اِ) معرب افشره . آن را از گیاه آب داری می گیرند. گیاه را می کوبند و عصیر آنرا بدون آنکه بجوشانند در آفتاب قرار میدهند تا بصورت رب درآید. (از بحرالجواهر از یادداشت مؤلف ). و رجوع به افشره، و ابن بیطار شود.

معنی افشرج | فرهنگ لغت