افشا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افشا کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) آشکار کردن . پراکنده کردن . (یادداشت مؤلف ) : من نیز هرآنچه سر و اخفا دل داشت بر تو کردم افشا. واله هروی (از بهارعجم ). ♦ افشای سِرّی کردن ؛ رازی را آشکار کردن .(یادداشت مؤلف ).
فرهنگ طیفی واژهدان
فاش کردن، پرده برداشتن، ظاهر کردن، عریان کردن، برهنه کردن لو دادن، آفتابی کردن، افشای راز کردن، رسوا کردن، سرپوش از روی راز برداشتن، پرده از روی کار برداشتن (کشیدن)، پرده دریدن، برسر بازار نهادن اعتراف گرفتن، اقرار گرفتن، مجبور بهاعتراف کردن