افسانه گو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- داستان سرا.<BR>۲- کنایه از: یاوه گو، بیهوده گو.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- داستان سرا. ۲- کنایه از: یاوه گو، بیهوده گو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسانه گو. [ اَ ن َ / ن ِ ] (نف مرکب ) قصه خوان . نقل گو.افسانه سگال . افسانه سنج . (ناظم الاطباء). افسانه ساز. افسانه پرداز. (آنندراج ). گوینده ٔ افسانه . سامر. افسانه گوی . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به افسانه گوی شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی