افسانه جستن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسانه جستن . [ اَ ن َ / ن ِ ج ُ ت َ ] (مص مرکب ) افسانه طلبیدن . افسانه خواستن . افسانه پرسیدن : نکردی گوش بر گفت کسی اکنون که شد عاشق پی خواب از فغانی هر شبی افسانه میجوید. فغانی شیرازی (از ارمغان آصفی ).