افسانه افکندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسانه افکندن . [ اَ ن َ / ن ِ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رایج کردن افسانه . افسانه را رواج دادن : تا طره ات بخواب نبیند دگر شکست افسانه ٔ درستی پیمان درافکنم . ظهوری ترشیزی (از ارمغان آصفی ). و رجوع به افسانه شود.