افسارگسیخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسارگسیخته . [ اَ گ ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب )مهارگسسته . بی تربیت . بی نظم . لاابالی . سرخود. خودکامه . و رجوع به افسار و فسار و ترکیبات آن شود. ◄ نوعی از رفتار اسب و غیره . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسارگسیخته . [ اَ گ ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب )مهارگسسته . بی تربیت . بی نظم . لاابالی . سرخود. خودکامه . و رجوع به افسار و فسار و ترکیبات آن شود. ◄ نوعی از رفتار اسب و غیره . (یادداشت مؤلف ).