افسارگسیخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. گُ تِ) (ص.) گستاخ، بی - پروا، وحشی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. گُ تِ) (ص.) گستاخ، بی - پروا، وحشی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسارگسیخته . [ اَ گ ُ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب )مهارگسسته . بی تربیت . بی نظم . لاابالی . سرخود. خودکامه . و رجوع به افسار و فسار و ترکیبات آن شود. ◄ نوعی از رفتار اسب و غیره . (یادداشت مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
رها، لجامگسیخته، ول (متضاد: مهار)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی