افسارگسسته
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسارگسسته . [ اَ گ ُ س َس ْ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) بی تربیت . خلیعالعذار. لاابالی . فسارگسیخته . بی بندوبار. فسارآخته . دهنه سرخود. خودکامه . افسارگسیخته . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی