افسار کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسار کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مهار کردن . افسار زدن . ◄ کنایه از جلوگیری کردن از افسار گسیختگی و لاابالی گری .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افسار کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) مهار کردن . افسار زدن . ◄ کنایه از جلوگیری کردن از افسار گسیختگی و لاابالی گری .