افساد
/vâže/
لغتنامه دهخدا
( اِ ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) فساد کردن، برپا کردن فتنه.<BR>۲- (اِمص.) تباهی، فساد.<br>
فرهنگ فارسی معین
( اِ ) [ ع. ] ۱- (مص م.) فساد کردن، برپا کردن فتنه. ۲- (اِمص.) تباهی، فساد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افساد. [ اِ ] (ع مص ) فساد کردن . تباه کردن . (منتخب از غیاث اللغات ) (آنندراج ). تباه کردن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (ناظم الاطباء). تبه کردن . (تاج المصادر بیهقی ).تباهی کردن، ضد اصلاح . بد کردن . (یادداشت مؤلف ). ◄ (اِمص ) اغتشاش . تباهی . خرابی . زیان . خسارت . ضرر. (ناظم الاطباء). تبه کاری . (یادداشت مؤلف ).
افساد. [ اَ ] (ع اِ) تباهیها. (غیاث اللغات ) (از منتخب ) (آنندراج ).