افزونی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزونی کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زیاده از ضرورت خواستن . از حد درگذشتن . بی اعتدالی کردن . تمزین . تمزن ؛ افزونی کردن بر کسی . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزونی کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) زیاده از ضرورت خواستن . از حد درگذشتن . بی اعتدالی کردن . تمزین . تمزن ؛ افزونی کردن بر کسی . (منتهی الارب ).