افزون گشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزون گشتن . [ اَ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) بیش شدن . زیاد گردیدن . فزونی یافتن : هرچه کردند از علاج و از دوا گشت رنج افزون و حاجت ناروا. مولوی . رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزون گشتن . [ اَ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) بیش شدن . زیاد گردیدن . فزونی یافتن : هرچه کردند از علاج و از دوا گشت رنج افزون و حاجت ناروا. مولوی . رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.