افزون گرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزون گرفتن . [ اَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) بیش گرفتن . بیش شدن . زیاد گردیدن : افزون گرفت روز چو دین و شب ناقص چو کفر و تیره چو سودا شود. ناصرخسرو. و رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزون گرفتن . [ اَ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) بیش گرفتن . بیش شدن . زیاد گردیدن : افزون گرفت روز چو دین و شب ناقص چو کفر و تیره چو سودا شود. ناصرخسرو. و رجوع به افزون و ترکیبات آن شود.