افزایش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افزایش . [ اَ ی ِ ] (اِمص ) زیادتی شدن . (هفت قلزم ). یعنی زیاده شدن و نمودن و اوزایش نیز گویند. (از مجمع الفرس ). افزودن . (منتهی الارب ). عمل افزودن شدن و عمل افزون کردن . (فرهنگ فارسی معین ). مصدر دوم افزودن . اسم از افزودن . حاصل مصدر افزودن و فزودن . عمل افزودن . مصدر دیگر افزودن . فزایش . مقابل کاهش . ازدیاد. یمن . برکت . یمین . برخ . (از یادداشت دهخدا) : که پیروزگر باد همواره شاه به افزایش دانش و دستگاه . فردوسی . نکاهد از این گنج کافزایش است بما بر کنون جای بخشایش است . فردوسی . من این را که بی تاج و آرایش است گزیدم که این اندر افزایش است . فردوسی . مرا از بزرگان ستایش بود ستایش ورا در فزایش بود. فردوسی . که یکسر بیزدان ستایش کنند ستایش ورادر فزایش کنند. فردوسی . هست ازو بخشش و بخشایش ما هست از او کاهش و افزایش ما. جامی . ◄ کثرت . وفور. فراوانی . افزونی . (ناظم الاطباء). ♦ افزایش و کاهش نور قمر ؛ مراد از آن فزونی و کاهش یافتن قرص ماه است در نظر ما، و چگونگی آن .رجوع به التفهیم ابوریحان بیرونی ص ٨٣ شود.