فرهنگ لغت

افخر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

افخر. [ اَ خ َ ] (ع ن تف ) فاخرتر. گرانمایه تر. (ناظم الاطباء). بافخرتر. چیره تر در مفاخرت . ♦ امثال : افخر من الحرث بن حلزه . (مجمع الامثال میدانی ).

معنی افخر | فرهنگ لغت