افتراق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افتراق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) از یکدیگر جدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). از همدیگر جدا کردن . (غیاث اللغات ). از همدیگر جدا شدن وکردن و پراکنده گردیدن . (آنندراج ). پراکنده و جدا گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مقابل اجتماع کردن . (از اقرب الموارد). ◄ (اِمص ) مأخوذ از تازی ؛ جدائی . مفارقت . (ناظم الاطباء) : تا بباید آسمان را تیرگی و روشنی تا بباید اختران را اجتماع و افتراق . منوچهری . ♦ حالت افتراق ؛ حالت جدائی .(ناظم الاطباء). ◄ در اصطلاح متکلمان، بودن دو جوهر در دو چیز باشد بطوری که تفاضل میان آن دو ممکن باشد. (از تعریفات جرجانی ). در نظر متکلمان قسمی از کون است . رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون ذیل کلمه ٔ کون شود.