افتخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افتخ . [ اَ ت َ ] (ع ص ) آنک بندهای انگشتان وی نرم باشد و پهن . (تاج المصادر بیهقی ). آنکه بند انگشتان او نرم شود و پهن . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). ◄ شیر فروهشته و دراز و پهنا کف دست و پا و کذا: رجل افتخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ مرد سست نگاه . (آنندراج ). رجل افتخ الطرف ؛ مرد سست نگاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).