افتاده بودن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افتاده بودن . [ اُ دَ / دِ دَ ] (مص مرکب ) محذوف و ساقط و حذف شده بودن : و خطبه ٔ بخارا بنام امیر نصربن احمد و بنام امیراسماعیل گفتند و نام یعقوب لیث از خطبه افتاده بود. (تاریخ بخارا). ◄ واقع و حادث شده بودن . رخ داده بودن : مرا کار افتاده بود آن زمان زدم بانگ بر لشکر بدگمان . فردوسی .