افام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افام . [ اِ ] (ع مص ) فراخ ترگردانیدن رحل و پالان را از آنچه که بود. (منتهی الارب ). رجوع به اِفآم شود.
افام . [ اَ ] (اِ) فام و رنگ . (ناظم الاطباء). مرادف فام یعنی رنگ . (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ قرض و وام . (ناظم الاطباء). اوام .