افاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
افاق . [ اُ ] (اِخ ) یوم ...، نام یکی از ایام عرب است . این وقعه در بلاد بنی یربوع در موضعی بنام افاق روی داد و عمربن الجزور فارس بکر بدست معدان بن قعنب تمیمی بقتل رسید. (از معجم البلدان ).
افاق . [ اَف ْ فا ] (ع ص ) کسی که در نواحی زمین برای کسب معیشت رود. (از ناظم الاطباء).
افاق . [ اُ] (اِخ ) یوم ...، جنگی است . (مجمع الامثال میدانی ).