اغیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغیال . [ اَ ] (ع اِ)ج ِ غِیل ؛ درختان انبوه و درهم و درختان نی و حلقا وبیشه ٔ شیر و جنگل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ ج ِ غِیل، هر رودبار باآب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). غُیول . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
اغیال . [ اِ ] (ع مص ) به سال دو باربچه آوردن گوسپندان : اغیلت الغنم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به سال دو بچه آوردن گوسپندان . (آنندراج ). دو بار بچه زائیدن گوسپند در سال . (از اقرب الموارد). ◄ درهم پیچیده شاخ و برگ گردیدن درخت : اغیل الشجر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). درهم پیچیده گردیدن شاخ و برگ درخت . (ناظم الاطباء). بزرگ گردیدن ودرهم پیچیده شدن درخت . (از اقرب الموارد). ◄ شیر غیل خورانیدن بچه را. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). فرزند بر آبستنی شیر دادن . (تاج المصادر بیهقی ). در حاملگی شیر دادن زن بچه ٔ خود را: اغیلت المراءة ولدها؛ ارضعته و هی حامل . (از اقرب الموارد). و به این معنی اِغالَة بالاعلال نیز گفته شود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ گرد آمدن با زن بچه شیرده . (ناظم الاطباء). گرد آمدن با زن مرضع. (منتهی الارب ). گرد آمدن با زن شیرده . (یادداشت مؤلف ).
اغیال . [ اَ ] (اِخ ) رودباری است به یمامه یا آن ذات اغیال است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).