اغلب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغلب . [ اَ ل َ ] (ع ص، اِ) مرد چیره و ستبرگردن و دلاور. ج، غُلب . (منتهی الارب ) (آنندراج ): رجل اغلب ؛ مرد چیره و ستبرگردن و دلاور. ج، غُلب . (ناظم الاطباء). ستبرگردن . (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ). نعت است از غَلَب یعنی درشت گردن :غلب الرجل غلبا؛ غلظ عنقه . فهو اغلب و هی غلباء. ج، غلب . (از اقرب الموارد). ◄ شیر بیشه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسد و شیر بیشه . (ناظم الاطباء). شیر که اسد باشد. (از اقرب الموارد). ◄ نام مردی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). ◄ (ن تف ) چیره تر. غالب تر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). بیشتر. اسم تفضیل . و منه قولهم : «علی الاغلب و فی الاغلب »؛ ای علی الاکثر و فی الاکثر. (از اقرب الموارد). بیشتر و اکثر. (ناظم الاطباء). غالب . بیشتری .غالباً. (یادداشت بخط مؤلف ). افزونتر : منصوربن سعیدبن احمد کش بنده اند حرّان اغلب . مسعودسعد. شراب ... خورنده ٔ شراب را بیماری کم کند و اغلب تندرست باشد. (نوروزنامه ). راه دور گشته و اغلب بلاد هند در دیار اسلام افزوده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٤٠٧). لیک اغلب چون بدند و ناپسند بر همه می را محرم کرده اند. مولوی . که اغلب در این شیوه دارد مقال نه در چشم و زلف و بناگوش و خال . سعدی . کژدمان خلق را که نیش زنند اغلب از بیم جان خویش زنند. سعدی . اغلب تهیدستان دامن عصمت به معصیت آلایند. (گلستان ). ♦ اغلب اوقات ؛ بیشتر آن . (یادداشت بخط مؤلف ).
اغلب . [ اَ ل َ ](اِخ ) بنو...، سلسله ای از حکمرانان افریقا در زمان خلافت عباسیان بودند که بر تونس و مراکش و صفحات دیگرحکومت میکردند و دارالملک آنان شهر قیروان بوده است .(از نزهة القلوب ج ٣ ص ٢٧١). نام دولتی است که تابعدولت عباسی بودند و در افریقیه حکومت داشتند. ابراهیم بن اغلب بن سالم در سال ١٨٤ هَ . ق . این دولت را تأسیس کرد. وی با یاری ابومسلم خراسانی علیه دولت اموی قیام کرد و در انتقال خلافت به عباسیان کوشش نمود ودر نتیجه همراه محمدبن اشعث مأمور فتح دو قطعه از افریقیه یعنی تونس و طرابلس شد. در زمان منصوربن اشعث از افریقا بیرون آمد و در تاریخ ١٤٨ هَ . ق . حکمرانی آنجا از طرف خلیفه به وی عطا شد و سپس آن اغلب به قتل رسید و هارون الرشید، ابراهیم پسر اغلب را بجای او بحکمرانی آنجا منصوب کرد. وی قسمتی از حوالی و اطراف را منظم کرده و دولت نیم مستقلی تشکیل داد و ١٢ سال فرمانروایی کرد و پس از او فرزندانش به ارث حکومت آنجا را در دست داشتند و حکومت آنان ١١٢ سال ادامه یافت تا سرانجام کشور اینان در ضبط ملوک فاطمیه درآمد و دولت بنی اغلب به سال ٢٩٦ هَ . ق . منقرض گردید. قلمرو این دولت ابتدا شامل تونس و طرابلس غرب بود و بعدها جزیره ٔ سیسیل را فتح کرده و جزء قلمرو حکومت خود ساختند. پایتخت این سلسله شهر قیروان بود و یازده تن از این سلسله حکمرانی کردند. اسامی حکمرانان با تاریخ جلوس آنها از این قرار است : ١- ابراهیم بن اغلب در تاریخ ١٨٤ هَ . ق . ٢- ابوالعباس عبداﷲبن ابراهیم در تاریخ ١٩٦ هَ . ق . ٣- زیادة اﷲبن ابراهیم در تاریخ ٢٠١ هَ . ق . ٤- ابوعقال اغلب بن ابراهیم در تاریخ ٢٢٣ هَ . ق . ٥- ابن العباس محمدبن اغلب در تاریخ ٢٢٦ هَ . ق . ٦- ابوابراهیم احمدبن محمد در تاریخ ٢٤٢ هَ .ق . ٧- زیادةاﷲ اصغربن احمد در تاریخ ٢٤٩ هَ . ق . ٨-ابوالغرانیق بن احمد در تاریخ ٢٥٠ هَ . ق . ٩- ابراهیم بن احمد در تاریخ ٢٦١ هَ . ق . ١٠- ابوالعباس عبداﷲبن ابراهیم در تاریخ ٢٧٩ هَ . ق . ١١- ابومضر زیادةاﷲبن عبداﷲ در تاریخ ٢٩٠ هَ . ق . (از قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به تاریخ گزیده صص ٣٤٠ - ٥١٠ شود.
اغلب . [ اَ ل َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم بن اغلب بن سالم مکنی به ابوعقال، حکمران پنجم از سلسله ٔ اغالبه بود که پس از برادرش بحکمرانی رسید. رجوع به بنی اغلب در همین لغت نامه و اعلام زرکلی و قاموس الاعلام ترکی شود.