اغریراق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغریراق . [ اِ ] (ع مص ) چشم پرآب شدن، گویی در اشک غرق شده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).اشک ریختن چشمها آنچنانکه گویی در اشک غرق شده : اغرورقت عیناه ؛ دمعتا کانها غرقتا فی دمعهما و زاد فی التهذیب و لم تفیضا. (اقرب الموارد). پر شدن چشم از اشک : فاغرورقت عیناه من الدموع . (یادداشت بخط مؤلف ).