اغره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغره . [ اَ غ ِرْ رَ ] (ع اِ) ج ِ غَریر، بمعنی کفیل و زندگانی فراخ و پاکیزه و جوان تجربه ناآزموده و جز آن . (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ غریر. فریفتگان . مغروران . جوانان بی تجربه . (از فرهنگ فارسی معین ). ج ِ غریر. جوانان ناآزموده کار و زندگانی بافراغ خاطر. (منتهی الارب ). اَغِراء. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به کلمه ٔ غریر شود.
اغره . [ اَ رَ ] (اِ) مجمع پادشاهان و حکام و اشراف . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مجمع سلاطین و حکام و اشراف . کنگره . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ بادگیر و جایی که باد بسیار وزد. (از ناظم الاطباء) (برهان ) (آنندراج ).
اغره . [ اُ رَ ] (اِ) آماسی که در گردن آدمی به هم رسد و بفرانسه گواتر گویند. (ناظم الاطباء). ریشی باشد که بر گردن و شکم پدید آید و آن را بعربی نکفه خوانند. ریشی باشد که در شکم و گردن مردم بهم می رسد و آن را بعربی نکفه می گویند. (برهان ) (آنندراج ).