اغدر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغدر. [ اَ دَ ](ع ن تف ) باغدرتر. (یادداشت بخط مؤلف ): قال اسکندر الرومی : من غدر بملکه کان بغیر اغدر. (کتاب التاج ). ♦ امثال : اغدر من الغدیر . اغدر من ذئب . اغدر من عتیبة بن الحارث . اغدر من قیس بن عاصم . اغدر من کناةالغدر . (از کتاب مجمعالامثال میدانی ). و برای توضیح امثال فوق رجوع به کتاب مذکور ص ٤٤٠ شود.