اغدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغدار. [ اِ ] (ع مص ) تاریک گردیدن شب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).تاریک شدن شب : اغدر اللیل ؛ اظلم . (از اقرب الموارد). ◄ سپس گذاشتن شتر و گوسفند را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سبش گذاشتن شتر و گوسفند. (آنندراج ). بجا گذاشتن و رد شدن از ناقه . (از اقرب الموارد). ◄ ترک دادن و ماندن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ترک دادن و گذاشتن چیزی را. (ناظم الاطباء). باقی گذاشتن چیزی را. (از اقرب الموارد). ◄ به غدر (جای درشت سنگ ریزه ناک ) افکندن کسی را: اغدر؛ القاه فی الغدر. (از اقرب الموارد).
اغدار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ غَدَر. رجوع به غدر شود.