اغبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغبی .[ اَ با ] (ع ص ) بهم پیچیده . یقال : غصن اغبی ؛ شاخ بهم پیچیده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ): غصن اغبی ؛ شاخ انبوه بهم پیچیده . ج، غُبی . (از اقرب الموارد).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اغبی .[ اَ با ] (ع ص ) بهم پیچیده . یقال : غصن اغبی ؛ شاخ بهم پیچیده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ): غصن اغبی ؛ شاخ انبوه بهم پیچیده . ج، غُبی . (از اقرب الموارد).