اعود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعود. [ اَع ْ وَ ] (ع ن تف ) سودمندتر، یقال : هذا اعود علیک ؛ ای انفع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). سودمندتر. (آنندراج ). ◄ بازگردنده تر. (یادداشت بخط مؤلف ).
اعود. [ اَع ْ وُ ] (ع اِ) ج ِ عود، بمعنی چوب و شاخه که از درخت قطع شده باشد و جز آن . (از اقرب الموارد). ج ِ عود. (المنجد). اعواد. عیدان . (اقرب الموارد). و رجوع به اعواد شود.