اعناک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعناک . [ اِ ] (ع مص ) بند نمودن در را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بستن در را. (از اقرب الموارد). ◄ تجارت جامه نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) . تجارت درها (ابواب ) کردن . (از متن اللغة) (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد) (از تاج العروس ). ◄ در ریگ بسیار رسیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). در ریگزار پرریگ واقع شدن . (از اقرب الموارد).
اعناک . [ اَ ] (اِخ ) شهرکی است در نواحی حوران از توابع دمشق . (از معجم البلدان ).