اعناز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعناز. [ اِ ] (ع مص ) مایل گردانیدن کسی را: اعنزه اعنازاً؛ مایل گردانید او را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مایل گردانیدن . مایل ساختن کسی را. (از اقرب الموارد).
اعناز. [ اِ ] (اِخ ) شهری است میان حمص و ساحل . (از معجم البلدان ).