اعفت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعفت . [ اَ ف َ ] (ع ص ) گول . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). احمق . (اقرب الموارد). ◄ مرد چپه دست . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). چپه . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ آنکه سخن به دشواری تواند گفت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کندزبان در لغت تمیم . (از اقرب الموارد). شکسته زبان . (یادداشت بخط مؤلف ).