اعتلاء
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ تِ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) برتری یافتن.<BR>۲- بلند شدن.<BR>۳- (اِمص.) بلندی، برتری.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ تِ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) برتری یافتن. ۲- بلند شدن. ۳- (اِمص.) بلندی، برتری.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتلاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص )بلند شدن . (منتهی الارب ) (از منتخب از غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). علو. (المصادر زوزنی ). ◄ بلند برآمدن روز. (آنندراج ) (ناظم الاطباء)(منتهی الارب ). ◄ بر بلندی برکردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بر بلندی برآمدن . (ناظم الاطباء).بر زَوَر چیزی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). بر زبر چیزی شدن . ◄ قهر کردن . (تاج المصادر بیهقی ). به طاقت آوردن و چیره گردیدن . (از اقرب الموارد). غالب شدن . (یادداشت مؤلف ). اِستِعلا در تمام معانی . (از اقرب الموارد). تعالی . (از اقرب الموارد). ◄ (اصطلاح نجوم ) بالا بودن فلک کوکبی است از آفتاب و کواکب صاحب اعتلا را علویین گویند و آن زحل و مشتری و مریخ است . (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ (اِمص ) بلندی . ارتفاع . رفعت . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ اعتلاء لواء دین ؛ بالا بردن درفش دین . کنایه ازعظمت و قدرت دین .