اعتقام
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتقام . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) چاه کندن و چون نزدیک آب رسد گوی کنند تا مزه ٔ آب معلوم نمایند پس اگر شیرین برآید چاه را تمام سازند و الا ترک دهند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بپایین رفتن در کندن چاه . (از متن اللغة). چاه کوچکی کندن و چون نزدیک به آب رسد چاه کوچکی دیگر کنند تا اندازه ای که مزه ٔ آب معلوم شود اگر شیرین باشد بقیه را حفر کنند. (از اقرب الموارد). ◄ داخل شدن در امری . (منتهی الارب ). ◄ تردد کردن بسوی کسی . (از اقرب الموارد). ◄ چیره شدن بر کسی . (از متن اللغة).