اعتقاد داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اعتقاد داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) باور داشتن . ایمان داشتن . معتقد بودن : مریدم به پیر خرابات مخلص چو طفل اعتقادی به ملا ندارم . مخلص کاشی (از ارمغان آصفی ).
فرهنگ طیفی واژهدان
باور داشتن، برآن بودن، اعلام کردن، اظهار کردن اقرارکردن، قبول کردن، پذیرفتن شک نداشتن، مطمئن بودن مؤمن بودن، متقی بودن اعتقاد داشتن بهکسی، اعتماد داشتن (کردن)، اطمینان کردن، مطمئن بودن کشف کردن