اطناف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطناف . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ طَنف و طُنف و طَنَف و طُنُف . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). تندی از کوه بیرون برآمده و آنچه برآید از کوه و سر کوه . (آنندراج ). رجوع به کلمه های مذکور شود. ◄ ج ِ طُنُف، افریز دیوار یا آنچه از خارج مشرف بر بنا باشد و آن را کنة خوانند. و مجمع مصر آن را بر افریزی که بسیار نمایان باشد اطلاق کرده است که بفرانسه مارکیز خوانند. و مجمع شیخ محمد عبده طنف را بر محلی که امروز بالکن می نامند اطلاق کرده است . (از متن اللغة).