اطنابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطنابة. [ اِ ب َ ] (ع اِ) سایبان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). سایه وان . (مهذب الاسماء). خانه ٔ بزرگ مویین . (لغت خطی ). مظلة. (اقرب الموارد). ◄ دوال که بر سر زه کمان بود. (مهذب الاسماء). ◄ دوال که بر قبضه ٔ کمان بندند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ دوالی که به کمرساز بندند. یقال : شدّ اطنابةالابزیم . ج، اطانیب . (اقرب الموارد).
اطنابة. [ اِ ب َ ] (اِخ ) نام زنی بود و ابن اطنابه پسر آن زن که شاعر بود. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). و عمروبن اطنابه پسر آن زن است . (آنندراج ).نام زنی از بنی کنانةبن قیس بن جسربن قضاعة. و عمرو پسر وی شاعر مشهوری بود و نام پدر عمرو زید مناة بود.(از تاج العروس ). و رجوع به بلوغ الارب ج ٢ ص ١٣٣ شود.