اطمینان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطمینان . [ اِ ] (ع مص ) اطمئنان . اطمینان به چیزی ؛ آرامیدن و قرار گرفتن بدان . و فی الحدیث عن النبی (ص ) فی تعلیم الصلوة: ثم ارکع حتی تطمئن راکعاً ثم ارفع حتی تعتدل قائماً ثم اسجد حتی تطمئن ساجداً. (از منتهی الارب ). طمأنینة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (متن اللغة).رجوع به طمأنینة شود. آرامیدن . (از ترجمان تهذیب عادل ) (مجمل اللغة) (مؤید الفضلاء). آرامیدن و قرار گرفتن . (آنندراج ) (فرهنگ نظام ). سکون . آرامی . (زمخشری ). بیارامیدن . قرار گرفتن . (یادداشت مؤلف ). آسایش . آرامش . استراحت . تسکین . آسودگی . قرار و آرام . خرسندی و خوشنودی . امنیت . خاطرجمعی و اعتماد و اعتقاد. تیقن . اعتبار. کفالت و ضمانت . اعتماد خاطر. عدم تشویش . (ناظم الاطباء). استواری . (یادداشت مؤلف ). بی گمانی . ♦ اطمینان بخش ؛ مطمئن کننده . مایه ٔ یقین و بی گمانی . ♦ اطمینان حاصل کردن ؛ مطمئن شدن . یقین کردن . خاطرجمع گشتن . ♦ اطمینان خاطر ؛ یقین داشتن . آرامش دل . آرمیدن فکر و اندیشه و خیال . نگرانی نداشتن . ♦ اطمینان دادن ؛ خاطرجمعی دادن . امنیت دادن . (ناظم الاطباء). ♦ اطمینان داشتن ؛ مطمئن بودن . اعتماد داشتن . ♦ اطمینان قلب کسی به چیزی یا کسی ؛ آرامش یافتن و اعتماد کردن بدان . (از متن اللغة). ♦ اطمینان نفس ؛ جمعیت خاطر. طمأنینه . سکون خاطر. آرامش خیال . ♦ اطمینان یا اطمئنان به چیزی ؛ آرام گرفتن و ایمن شدن بدان . (از اقرب الموارد). ♦ اطمینان یافتن ؛ خاطرجمع شدن . (ناظم الاطباء). طمأنینه پیدا کردن . مطمئن شدن . ◄ اطمینان از انجام دادن کاری ؛ فروگذاشتن آن . ترک کردن آن . (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). ◄ اطمینان فلان در حال نشستن ؛ مستقر شدن وی در نشستن خویش . ◄ اطمینان زمین ؛ منخفض شدن آن . پست شدن آن . (از متن اللغة). ◄ سخت شدن از پیری . (زوزنی ).