اطمار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطمار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ طِمر. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (متن اللغة). ج ِ طمر، جامه ٔ کهنه و چادر کهنه ٔ غیرپشمین . (آنندراج ). و رجوع به طمر شود.
اطمار.[ اِ ] (ع مص ) برجهانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ داخل کردن اسب همه ٔ نره ٔ خود را درغلافش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
اطمار. [ اِطْ طِ ] (ع مص ) از پس برجستن بر اسب خود. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). اطمار بر اسب خویش ؛ از پشت برجستن و سوار شدن بر آن . (از متن اللغة).