فرهنگ لغت

اطلخمام

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

اطلخمام . [ اِ ل ِ ] (ع مص ) اطرخمام . (اقرب الموارد). رجوع به اطرخمام شود. ◄ اطلخمام شب و ابر؛ تیره شدن شب و متراکم گشتن ابر. (از متن اللغة). تاریک شدن شب . ◄ کند شدن بینایی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ اطلخمام امر؛ شدت یافتن آن . ◄ اطلخمام مرد؛ تکبر کردن وی . (از متن اللغة). گردن کشی کردن . (لغت خطی ).

معنی اطلخمام | فرهنگ لغت