اطفاح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطفاح . [ اِ ] (ع مص ) پر و لبالب نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پر کردن . (زوزنی ). پر کردن چنانکه لبریز گردد. تطفیح . (ازاقرب الموارد) (از متن اللغة). رجوع به تطفیح شود.
اطفاح . [ اِطْ طِ ] (ع مص ) اطفاح دیگ ؛ کف از سر آن گرفتن .(از اقرب الموارد) (از متن اللغة). و نیز: اطفاح کف ؛گرفتن آن . (از اقرب الموارد). کفک از سر دیگ گرفتن .(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کف از دیگ فاگرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). کف دیگ زدن .