اطرقا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطرقا. [ اَ رِ ] (اِخ ) (بصیغه ٔ امر مثنی ) نام شهریست . (از اقرب الموارد). علی تثنیةالامر، شهریست . و منه المثل : علی اطرقا بالیات الخیام . (منتهی الارب ). نام شهری . (ناظم الاطباء). و یاقوت آرد:... ابوعمرو گفت نام شهریست بر لفظ تثنیه ٔ فعل امر از اَطْرَق َ یُطْرِق ُ که دارای ضمیر «الف » است و گویا رونده ای بدان شهر خبری شنید و به دو همراهش گفت : اَطْرِقا! و اصمعی گفت : سه تن در آن جایگاه بودند و آوازهایی شنودند، آنگاه یکی به دو تن دیگر گفت : اطرقا. از آنگاه بدین نام خوانده شد و این بیت را انشاء کرد : علی اطرقا بالیات الخیا- م الاالثمام و الا العصی . وعبداﷲبن امیةبن مغیره ٔ مخزومی در حالی که بنی کعب بن عمرو خزاعه را خطاب کرد و خون ولیدبن مغیرة ابوخالدبن ولید را از آنان میخواست این ابیات ذیل را سرود و علت خونخواهی وی این بود که ولیدبن مغیره به مردی ازبنی کعب برخورد که تیرهایی اصلاح می کرد، ناگاه تیری بلغزید و ولید را آنچنان مجروح ساخت که درگذشت : انی زعیم ان تسیروا و تهربوا و ان تترکوا الظهران تقوی تعالبه و ان تترکوا ماءً بجزعة اطرقا و ان تسلکوا ای الاراک اطایبه و انا اناس لاتطل دماؤنا و لایتعالی صاعداً من نحاربه . و در تفسیر بیت آورده اند جزع و جزعه بمعنی معظم وادی و بقول ابن اعرابی بمعنی خمیدگی وادی است و اطرقانام موضعی است که بصورت فعل امر آمده است چنانکه یاد کردیم و این بیت اجازه می دهد که بگوییم اطرقا جایگاهی از نواحی مکه است زیرا «ظهران » در آنجاست و از منازل کعب از خزاعه است و بنابرین اطرقا نیز از منازل قبیله ٔ کعب در آن نواحی است . و از منازل هذیل نیز هست . (از معجم البلدان ).