اطابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اطابة. [ اِ ب َ ] (ع مص ) خوش کردن کسی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خوش کردن . (تاج المصادر بیهقی ). چیزی را خوش کردن . (از اقرب الموارد). ◄ خوشبوی گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی ). خوشبوی ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ استنجا کردن .(تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). استنجا نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ حلال و پاکیزه نمودن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ). حلال و پاکیزه کردن . (آنندراج ). ◄ مال پاکیزه و طیبی بدست آوردن . (از اقرب الموارد). ◄ خوشمزه کردن طعام . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). خوشمزه ساختن طعام . (آنندراج ). ◄ برای مهمان طعام پاکیزه آوردن . (از اقرب الموارد). طعام لذیذ آوردن . ◄ سخن شیرین و خوش گفتن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کلام خوش گفتن . (از اقرب الموارد). ◄ پاک کردن به شستن . ◄ پاک یافتن چیزی . ◄ پسران نیک سیرت زادن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پسران طیب آوردن . (از اقرب الموارد). ◄ نکاح نمودن زن حلال را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). زناشویی حلال کردن . (از اقرب الموارد).