اضوج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضوج . [ اَض ْ وَ ] (اِخ ) جایی است نزدیک احد به مدینه . کعب بن مالک انصاری در رثای حمزةبن عبدالمطلب گوید: بما صبروا تحت ظل اللواء لواءالرسول بذی الاضوج . (از معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضوج . [ اَض ْ وَ ] (اِخ ) جایی است نزدیک احد به مدینه . کعب بن مالک انصاری در رثای حمزةبن عبدالمطلب گوید: بما صبروا تحت ظل اللواء لواءالرسول بذی الاضوج . (از معجم البلدان ).