اضخم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضخم . [ اَ خ َ / اَ خ َم م ] (ع ص ) سطبر بزرگ تن از هر چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ضُخام . (اقرب الموارد). و ضخام بمعنی بزرگ از هر چیزی یا بزرگ جسم پرگوشت است . (از اقرب الموارد). رجوع به ضخام شود. ◄ (ن تف ) اسم تفضیل است، گویند: هو اضخم منه ؛ آن ستبرتر از آن است یعنی بیشتر ضخیم است . و گاه در شعر مشدد آید، چون : ضخم یحب ّ الخلق الاضخمّا . (از اقرب الموارد). ضخم تر. سطبرتر. ضخیم تر: و لیس فی العضاه اکثر صمغاً منه و لا اضخم [ای من الطلح ]. (تاج العروس، ماده ٔ طلح ). و کان فیهم هو اضخم منه . (ابن جبیر).