اضحیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضحیان . [ اُ ح ُ ] (ع ص، اِ) رجوع به اِضْحیان شود.
اضحیان . [ اِ ] (ع اِ) گیاهی است . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گیاهی است چون اقحوان . (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) روزی اضحیان ؛ یعنی روشن که در آن ابر نباشد.(از اقرب الموارد). روزی روشن . (مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). ◄ قمر اضحیان ؛ ماه روشن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).