اضحاک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضحاک . [ اِ ] (ع مص ) بخندانیدن . (زوزنی ). خندانیدن . (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص ١٤) (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ). خندانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به خنده واداشتن . (از اقرب الموارد). ◄ در شگفت آوردن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ پر کردن حوض را چندان که روان گردد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ برآوردن زمین گیاه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).