اضاخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اضاخ . [اُ ] (اِخ ) موضعی است به بادیه . (از تاج العروس ).
اضاخ . [ اُ ] (اِخ ) کوهی است . مذکر و مؤنث در آن یکسان است . (از تاج العروس ). ابوالقاسم بن عمر گفته است : اضاخ کوهی است، و وُضاخ نیز آمده است . (از معجم البلدان ).
اضاخ . [ اُ ](اِخ ) نام موضعی است . (منتهی الارب ). از دهکده های یمامه است ازآن ِ بنی نُمیر. (از معجم البلدان ) (از تاج العروس ). و رجوع به عیون الاخبار ج ٤ ص ٢٢ و ٢٨ شود.